X
تبلیغات
نفس های بی هدف

نفس های بی هدف

بگو دکترا برن این نفسای آخره

تو برام فقط بخند اینجوری خیلی بهتره

دم آخری بزار سیر بشینم نگات کنم

غزل آخرمو فدای خنده هات کنم

عزیزم گریه نکن خراب هر هق هقتم

کاش نفس یاری کنه بازم بگم عاشقتم

بگو هیچکسی نیاد میخوام باهات تنها باشم

دستات رو به من بده که دارم از هم می پاشم

دیگه بی تابی نکن آشفته حالم میکنی

از همه چیه من بگو بگو حلالم میکنی؟

با توام تا به ابد نمیشی از دلم جدا

گل مهربون من قرارمون پیش خدا

خنده هاتو هیچکسی نشونم نمیده

تا میام حرف بزنم گریه امونم نمیده

میدونم سخته ولی رفتن من حقیقته

واسه من گریه نکن این آخرین وصیته

 

داری دلمو میشکنی این دل صاف و ساده رو

اگه دلت نیست با دلم رو راست بهم بگو برو

دروغ نگم اگه بری حالم شنیدنی میشه

غم عزیزت تو دلم همیشه موندنی میشه

اما میدونم توی عشق موندن باید از دل باشه

عاشق که شدی یه دیونه اگه نشد عاقل باشه

زندگی بدون عشق همش شکنجه اس عزیزم

اونکه عاشق نیست همیشه بدون بازنده اس عزیزم

اینا رو گفتم تو دلت بگردی پرس و جو کنی

ببینی عشق هست اگه نه تا زوده جستجو کنی

بری ببینی میتونی همیشه عاشقم باشی

تو پیچ و تاب زندگی همیشه مال من باشی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 تیر1387ساعت 9 قبل از ظهر  توسط تنها  | 

 

از پشت شیشه دیدم دستش تو دست تو بود

 

دیگه بهم دروغ نگو نگو کسی پیشت نبود

 

نگو که باور ندارم حرفای عاشقونتو

 

جمع کن ببر از دل من او عشق بچه گونتو

 

برات یه بازیچه بودم تو لحظه های بی کسی

 

گفتی فقط منو داری دل نمیدی به هیچ کسی

 

اما فراموشت شده حرفایی که بهم زدی

 

گفتی به من عشق منی دیدی بهم نارو زدی

 

برای رفتن از پیشم چقد هراسونه دلت

 

مگه میخوای کجا بری اینجوری گریونه چشت

 

اگه نمیدونی بدون دلم شکسته از دلت

 

نفرین قلب عاشقم همیشه هست پشت سرت

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط تنها  | 

حیف نمی شه بمونی کنارم من که جز تو کسی رو ندارم

کاش که پیشم بمونی یه لحظه این یه لحظه به یک عمر می ارزه

توی چشمام نگاه کن یه رودِ این چشا بی تو عاشق نبوده

من نمی خوام که با غم بسازم من نمی خوام به اشکام بنازم

آی تو که از نگاه من بُریدی با چنگ و دندون به هوا پَریدی

خواستم با اشکام راهتو ببندم حیف که چشاتو بستیو ندیدی

تو میری و  رفتنتو می بینم باز به تماشای افق می شینم

میریو آتیش می کشی به جونم ترانه هامُ واسه کی بخونم

آی تو که از نگاه من بُریدی با چنگ و دندون به هوا پَریدی

خواستم با اشکام راهتو ببندم حیف که چشاتو بستیو ندیدی

دلم هواشو کرده بگین تـموم شدم من 

بگین که بر نگرده بهش بگین شکستم بهش بگین بریدم

نه اون به من رسید و  نه من به اون رسیدم

خراب و درب و داغون از آدما فراری از عاشقا گریزون

بذار کسی نبینه غرور گریه هامو

بذار کسی نفهمه غم تو خنده هامو  

یـه داغ سخته سختم یه باغ بی درختم

نفرین به گیس عمرم سیاهه روز بـختم

تـنم داره میلرزه تو این هوای هرزه

گاهی نداشتن دل به داشتنش می ارزه

هنوز برام عزیزی هنوز برام همونی

بخـاطر تو میرم میخوام اینو بدونی

باز چرا خیس چشمات باز چرا غصه داری

هیچی نگو میدونم دیگه دوسم نداری

من که گذشتم از عشق بخاطر دل تو

هر کاری گفتی کردم که حل شه مشکل تو

من که بخاطر تو از خودمم گذشتم

این شده حال و روزم  این شده سر گذشتم

+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 2 بعد از ظهر  توسط تنها  | 

تا فهمیدی دوستت دارم دلم برات بازیچه شد

خواستم که نفرینت کنم اما دلم راضی نشد

طفلی دلم نمی دونست می خوای که اونو بشکنی

زیاده حرفای دلم خودت نخواستی بشنوی

چرا نخواستی بشنوی هق هق شبونم رو

چرا خواستی بشکنی منو دلو غرورم رو

چی رو می خواستی ببینی اینکه دارم داغون میشم

من که گفته بودم بمون واسه شب هات بارون میشم

پس چرا رفتی از پیشم ،خیلی ساده

این نبود حق من که تو بازی کنی با این دل خسته و پر درد من

جواب این همه اشک رو بگو چه جور می خوای بدی

فکر نمی کردم یه روز منو تنها بذاری بری...

یادت میاد منو تو آتیشه عشقت میسوزوندی 

منو با طعنه و حرفات جلو همه می کوبوندی

قلب مهربونه منو چه ساده زدی شکوندی

دیدی آخرشم رفتی اینجا گذاشتی و نموندی

Copyright©by:Orchid.blogfa.com

چي بگم از كجا بگم دردمو با كيا بگم

بهتره كه دم نزنم حرفي از عشم نزنم

از عشقي كه گم شد و رفت عاشق مردم شد و رفت

عشقي كه بي فروغ نبود براي من دروغ نبود

بغض نشسته تو گلوم وقتي نشستي رو به روم

من از خودم چرا بگم بايد از اون چشم ها بگم

خيره تو چشم مست تو دست ميدم به دست تو

دل از زمونه ميكنم حرف دلم رو ميزنم

چه حالتي داره چشات نرگس بيمارچشات

چشم تو خوابم مي كنه مست و خرابم مي كنه

وقتي نشستي رو به من از عاشقي بگو به من

بزار چشمات دل ببره اين جوري باشه بهتره

چشمات اگر پس نزنن چشم هاي سر سپردمو

ميشه فراموش كنم خاطره هاي مردمو

چته آسمون دوباره،کم آوردی باز ستاره؟                   

اشک نریز اخماتو واکن، به خدا فایده نداره

می گن اشک اگه بریزی، آرومت می کنه اما                    

اونی که گذاشته رفته ، کی مارو به یاد میاره؟

اگه اون یه کم دوست داشت بی خداحافظی نمی رفت                 

دعا کن خدا تلافی، سر قلبش در نیاره

آسمون دیگه تموم کن، گریه رو فقط دعا کن                    

که خدای آسمونا، هیچ روزی تنهاش نذاره


+ نوشته شده در  یکشنبه 19 خرداد1387ساعت 12 بعد از ظهر  توسط تنها  | 

دیدی که جام خالی نموند یه بی وفا جامو گرفت

الهی آواره بشه اون که تورو ازم گرفت

خدا کنه که از دوریم حسرت و غصه بمونه

اون لحظه های آخرو همیشه یادم میمونه

دیدی که اون دوست نداشت تورو واسه خودت نخواست

غم تنهایی

 توی آخرین تماست گفتی از یاد تو رفتم

 گفتی عاشقی دروغه از هوس بود هر چی گفتم

دلمو چه ساده باختم به نگاه پر فریبت

 چه آتشی می سوزونه اون دو تا چشم نجیبت

 دیگه حرمتی نذاشتی واسه این دل دیوونه

 دلمو شکستی ، باشه تو فقط یادت بمونه

 بعد تو جایی ندارم واسه موندن ای غریبه

 رفتنت راستی محضه، نه دروغه نه فریبه

به هر کی تا خوبی کنی میره و تنهات می زاره

اره تو این دنیا دیگه هیچ کی منو دوست نداره

وقتی می یان کنار من نقاب به صورت می زنن

همه حرفاشون دروغه به ظاهر عاشق منن

تو این دنیا اگه بخوای با کسی مهربون باشی

بعدش باید تا عمر داری از کارت پشیمون باشی

جواب هر خوبی تو با یه بدی داده می شه

دل کندن از تو تا ابد واسه همه ساده می شه

همه ادعا می کنن که عاشقن تا همیشه

خوب می دونم از عاشقی هیچی سرشون نمیشه

تو این دنیای بی کسیم فقط خدا مونده برام

فقط اون از اون بالاها واسه یه بار کرده نگام

هرکی تو دنیا یه جوری دنبال کار خودشه

هرکی یه جور از زندگی تصویری تو ذهن می کشه

همه تورو ترک می کنن فقط خدا پا به پاته

باور نکن هر کی که گفت عاشق رنگ چشماته

فقط تو شادی باهاتن تو غما ترکت می کنن

فکر نکن توی سختی ها همیشه درکت می کنن

به ظاهر غصه دار می شن با دیدن پلک ترت

ولی بعدش می رن و هی حرف می زنن پشت سرت

این ادمای دورو رو فقط خداشون می شناسه

توی اون دنیا کارشون هی خواهش و التماسه

نمی شه گفت با صراحت همه ی ادما بدن

درسته بعضی موقع ها حالتو به هم می زنن

ولی این بدی ها عزیز تو همه مون داره وجود

هیچ کی مث فرشته نیست زیر این گنبد کبود

این زندگی دو روزه و باید از اینجا بگذری

مهم اینه چی با خودت اونور دنیا می بری

دوست دارم تا هستم همه بدونن قدر خوبیمو

نه اینکه مردم بگیرن رو سر تابوت چوبیمو

چه فایده هر چی که بگم هیچ کسی حالیش نمیشه

تا زمانی که برم و بمونم واسه همیشه

خوب می دونم که قدرمو یه روز همه شون می دونن

می خوان با من حرف بزنن ولی دیگه نمی تونن

تو این دنیای لعنتی از من نمی کنن یادی

به ظاهر با دیدن من بال در می یارن از شادی

تو این دنیای  لعنتی کارم شده رنج و عذاب

ادمای خوبو فقط شبا می بینم توی خواب

   

 

به چه قیمتی گذشتی از شبای خیس مهتاب

چی گذاشتیم از من و تو به جز آرزوی بر آب

به چه قیمتی غرور سر راهمون کشیدی

چرا لحظه های باهم بودنامونو ندیدی

خوب من ما هر دو باختیم توی این بازی بی خود

هر دوتامون کم گذاشتیم که ترانه هامونم مرد

چیزی از لحظه نمونده من و تو لحظه رو کشتیم

حکم اعدام دلامون با غرورمون نوشتیم

اگه دوستم نداری به روم نیار یه چیزی از غرورم واسم بزار

نزار تو فکر تنهایی گم بشم نزار حرف و حدیث مردم بشم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 9 قبل از ظهر  توسط تنها  | 

پشت سرم گریه نکن مسافرم مسافرم

اشکاتو هی هدر نده باید برم باید برم

جلوی راهمو نگیر نزار منم گریه کنم

صلاحمون اینه عزیز باید برم سفر کنم

طاقت اشکاتو ندارم تو رو خدا بزار ببارم

خدا نخواست قسمت اینه که من تو رو تنها بزارم

تو رو خدا گریه نکن این قدر نگو نرو نرو

بغضم داره می ترکه این قدر نگو نرو نرو

این جوری بی تابی نکن الهی قربونت برم

خدا نگهدارت باشه باید برم باید برم

دوست دارم گلم ولی .....خداحافظ برای همیشه

ازت تمنا میکنم بگذر تو از گناه من

دیگه تمومه عمرتو نمون تو چشم به راه من

نگو که بی وفا بودم قسمت ما همین بوده

نفرین نکن عزیز من جدایی تو کمین بوده

کاش که دلم پیش تو بود واسه همیشه تا ابد

یکی نبود بهم بگه.... اخه نمیشه تا ابد

دیگه گریه نمی کنم فرصتمون تموم شده

به پای این فاصله ها این عمره که حروم شده

آروم برو از دیار ما اهل یک جا نبودیم

منم میرم از خاطرت ما فکر فردا نبودیم

مثل تموم قصه ها مجنون بازم دوره عزیز

کلبه ی عاشق دلم بی تو سوت و کوره عزیز

ازت تمنا میکنم بگذر تو از گناه من

فقط اینو یادت باشه نمیری از نگاه من ......

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 خرداد1387ساعت 3 بعد از ظهر  توسط تنها  | 

 

من تا کِی باید بشینم پای قولای طلاییت

می دونی چقد گذشته از زمون آشناییت؟

ما تا کی باید بخونیم واسه همدیگه لالایی

کِی میان از سفر دور روزای خیلی طلایی؟

من تا کِی باید نخوابم حتی با ستاره چیدن

انگار از ما خیلی دوره، قصه ی بهم رسیدن

آ خرین وعده تو دیشب روی طاقچه مون گذاشتم

اما راستش اشتیاق روزِ اولو نداشتم

یادته روزای اول دنیا رو واسم می خواستی

می شه تو یادت نباشه، جونِ من یادته راستی؟

وعده هات روزای اول منو برد اون وَر خورشید

من شدم اون دختری که واسه تو ستاره می چید

تو شدی اونکه با اسبش اومد از اون وَر ابرا

من شدم تشنه ی تشنه، یه تابستون توی صحرا

گفته بودی آسمونو میاری می دی به دستم

گفته بودی که پشیمون نمی شم واست نشستم

یادته می گفتی تنها قدرمو خودت می دونی؟

گفتی که منم نباشم تو سرِ قولت می مونی

گفتی که باید تموم شه خیلی زود درد جدایی

گفتی دیوونمی اما راس بگو حالا کجایی؟

تو که عاشقم نبودی وعده ها رو چرا دادی؟

تقصیر منه که داشتم به چشات چه اعتمادی

پنجره بازه و امشب آسمونم بی ستاره س

خیلی دوست داره بباره، چش به راه یه اشاره س

آسمون باید بیاد و بشینه مثل یه داور

حق بده به اون کسی که اشتباهاش بوده کمتر

اون که ما بهش می گیم عشق، عزیزم نداره ریشه

اونی رو که من می خواستم گم شده واسه همیشه

فهمیدم تو اون نبودی، اون به من دروغ نمی گه

اون توی رؤیاش نداره غیر من یه عشق دیگه

نمی ذاره عاشقی رو اون واسه بعداً و فردا

اون می گه هرشب نباشی پیشِ من اون شب یلدا

اما تو یه گل آوردی با یه عشقی دادی دستم

که منم به حرمت اون تا حالا واست نشستم

عمر اون گل که تموم شد حرفای تو هم پریدن

رفتن و بعد دویدن به یکی دیگه رسیدن

بعد از اون زدم به عشقت رنگ نارنجی عادت

تا خدا نکرده بعداً نکنم به اون حسادت

خلاصه شدن فراموش قولای تو خیلی راحت

بیا این قصه ی تلخو پاک کنیم زود سر فرصت

واسه ی نامه جوابی نمی خوام نمی پذیرم

یاد اون روزات نیفتی دیگه از دست تو سیرم

خسته ام، خسته ی خسته، از تو و از همه عالم

تنها خواهشم همینه، دیگه برنگردی پیشم

خیلی وقتا واسه قولات روزا رو بهونه کردی

سالای قرنای بعد و از الان نشونه کردی

نه نیاز به سرزنش نیست برو هرجا که دلت خواست

دریغ از یه نامه ی خوب، دریغ از یه وعده ی راست

تا همین حالای حالا پای وعده هات نشستم

آخرین جمله ی نامه، برو من عهدو شکستم

  

    

بیا تا بهونه دستِ مردم دنیا ندیم

بذا بین خودمون بمونه که با هم بدیم

روزای قشنگِ آشنایی که تموم شدن

کم کمَک زیر تموم حرف و قولامون زدیم

می دونی، نمی دونم چی شد یه جای سرنوشت

که حالا برای موندن دوتامون مُرَدَدیم

اگه صد ظرفیت تموم شدن باشه به فرض

نمی خواد بگی نه، ما هردوتامون تو نَوَدیم

تشنگیمون ازچشای همدیگه رفع نمی شه

من و تو منتظر یه بارش مُجَدَدیم

اگه مجنون می خواس امتحانی از ما بگیره

بذار از حالا بگم که هردومون تو اون رَدیم

تو نگفتی می ری و منم نگفتم می مونم

جلوی راه همو گرفتیم و یه جور سدیم

زندگی جدول ضربه، پُر تقسیمه ولی

من و تو گناهمون اینه که تنها عددیم

همه چی سَند می خواد به جز گناه عاشقی

من وتو برای همدیگه هزار تا سندیم

تو پشیمونی و من خوب می دونم می خوای بری

می گی امّا ما که هیچ چیزی رو برهم نزدیم

چقدَر باید برای همدیگه بازی کنیم؟

کاش از اول نمی گفتی که به هم می اومدیم...!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 2 بعد از ظهر  توسط تنها  | 

دلم می خواد ببخشمت اما دیگه نمی تونم


زخم دلم بزرگ شده،دیگه پیشت نمی مونم


دلم می خواد تا گم بشم که دیگه پیدام نکنی

 
زخم دلم بزرگ شده،از این بزرگتر نکنی


باید برم که دیگه دل یه جای سالم نداره


به جز گناه عشق تو،طفلی گناهی نداره


دلم می خواد ببخشمت،اما دلم جون نداره


دریای عشق من به تو،یه قطره بارون نداره
  

دنياي من چشماي من اي عمر من اين دل من ميسوزه

 
گريه نکن دروغ مي گي ميدونم اين چند روزه


تو هم مثل همه ميري و منو تنها ميزاري


عاشق نبودي ميدونم عشقتو هر جا ميزاري


برو برو هرجا بگو که يار من ديوونه بود


عاشق نبودي ميدونم بودن من بهونه بود


اما بازم اين دل من عاشقشه اونو مي خواد


ميميرم از جاي خاليش اگه بره ديگه نياد


 

+ نوشته شده در  شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 2 بعد از ظهر  توسط تنها  | 

دیگه تموم شد اون روزا که جز تو تو دلم نبود


مردن و رفتن اون روزا خیانت از سوی تو بود


تموم خاطرات من اشکای چشمای منه


بغض غریبی هنوزم توی نفسهای منه


غریب نوازی میکنی بغضمو ساده میشکنی


تا که می گم زجرم نده حرف از جدائی می زنی


خوب آره من دیونتم این ضربه قلب خستمه


صبر منم حدی داره نا مهربونی بسمه


الهی بعد رفتنم قلب تو آتیش بگیره


الهی نور زندگیت تو شب سردت بمیره


خدا کنه یه بی وفا نمک به زخمات بپاشه


منو پروندی کاش که اون اونی که می خوای نباشه


بره و از تو جداشه


غرورم و شکستی و گفتی برو پیشم نمون


باشه میرم از پیش تو اما فقط اینو بدون


اگه میخوای با رفتنت تو اوج غربت بمیرم


بودن من زجرت میده می زارم از اینجا میرم

 

كجائي عزيزم ببيني كه تنهام

كجائي ببيني چه تاريك شبهام


چي شد تو نگاهت كسه ديگه اي بود

 كجائي كه بعد تو غم همدمم بود


نگاهم هنوزم تو حسرت نگاهت

 بيا تا بريزم اشكام و براهت


كجائي گل من تو رفتي مي دونم

 دلم تنگ واسه تو نا مهربونم


بدون تا ابد تو قلب مني

ولي باز چه ساده دل و ميشكني


اوني كه پرهاش و بست ونشست

 چه ساده پريد و دلم رو شكست

نبودي ببيني چي اومد سر من

 كجائي ببيني شكسته پر من


پريدي چه ساده تو تنها نزارم

ميدوني كه ناي پريدن ندارم


پر من شكسته نكن نا اميدم

 بدون بعد چشمات خوشي رو نديدم


چه شبها بيادت نشستم ميدوني

 بسه گريه زاري تو نا مهربوني


بدون تا ابد تو قلب مني

ولي باز چه ساده دل و ميشكني


اوني كه پرهاش و بست ونشست

چه ساده پريد و دلم رو شكست


+ نوشته شده در  شنبه 28 اردیبهشت1387ساعت 1 بعد از ظهر  توسط تنها  | 

 

برو نمون نمیتونی دیگه دلم رو بشکونی

 

سزای بی معرفتیت اینه که تنها بمونی...

 

برو بابا ولم بکن بسه دیگه شکستنم

 

حیف اون دوست دارما به پای تو نشستنم...

 

برو که دیگه نمیخوام ، تو اون چشات نیگا کنم

 

آخه تو رو خدا ببین ، دارم تو چشمات میمیرم...

 

برو کنار من نمون ثانیه هام حروم میشه

 

ترانه های قلب من به پای تو تموم میشه...

 

گفتم برو نپرس چرا ، آخه دلم خونه ازت

 

به کی بگم آخه خدا ، میشم دیوونه عاقبت...

 

نمیدونم آخه چرا ، چرا شکستی قلبمو

 

تو رو خدا دیگه برو ، برو نبینی اشکمو...

 

مگه دیوونت نبودم مگه دیوونم نبودی

 

چرا دروغ گفتی به من ، آخه تو بلد نبودی...

 

نمیدونم یهو چی شد ، چی شد که برگشتی حالا

 

میگن سرت خورده به سنگ ، دُرس شنیدم ناقلا...

 

چیه چیه ، نگام نکن ، نه دیگه از پیشم برو

 

برو که تو مردی واسم ، برو نمی شناسم تو رو...

 

اگه بمیری قلبمو به دست تو نمی سپارم

 

بی خودی زیرو کش نکن من از تو بی وفاترم...

 

آخه خیال کردی که من ، تنها می شم بدون تو

 

انقده هستن مثه تو ، فقط ببینمو برو...

 

شدی یه بت شدی خدا ، شدی یه کوه ادعا

 

چیه ، آخه چه مرگته ، سرم شلوغ بخدا...

 

ببین عزیز منو ببخش ، می خوام بمونم پیش تو

 

آره درس فهمیدی من ، منم خدای شعر تو...

 

می شه یه فرصتی بدی ، تا خودمو نشون بدم

 

به اون دلت یه هم صدا ، یه قلب مهربون بدم...

 

می شه نگی ، نگی برو ، برو کنار من نمون

 

می شه بشی اون آدمی ، گفتم برم ، بگی بمون...

 

می شه فقط نگام کنی ، شدم یه برده واسه تو

 

چی کار کنم فقط بگو ، بشم دیونه واسه تو ...

 

بیا بگو از اون روزا ، از آخرین دیدار ما

 

از اون روز نفرتیو ، از اون روز پر ماجرا...

 

بگو بگو ، گوش میکنم ، بگو گناه من چی بود

 

چرا تو رفتی از برم ، بگو که اون یکی کی بود...

 

برو برو ازش بپرس ، که قده من دوستت داره

 

برای خوش بختی تو ، حاضره که کم بیاره...

 

حاضره تنها بمونه ، بدون تو حتی یه شب

 

حاضره هرگز نگیره تو بوسه هاش حتی یه لب...

 

حاضره که پات بسوزه ، بذاره پای سرنوشت

 

حاضره که دعات کنه ، الهی که بره بهشت...

 

 میدونم درسته حرفات میدونم که من گناهم

 

میدونم تا آخر خط من اسیر اشتباهم...

 

من واسه عشقی که گفتی ، خیلی کوچیکمو پستم

 

تو سزاوار ترانه ، من که گیتار شکستم...

 

اما تو...

 

رفتی رو مرز تباهی ، اونجا که آدما گرگن

 

حرمت چشای نارت ، با کدوم ، نیرنگی بردن...

 

با کدوم عشق دروغین ، تو رو از دلم گرفتن

 

توی قلب مهربونت ، جای گرممو گرفتن...

 

بعد رفتنت تا امروز ، آغوشم خالی و سرده

 

تو نبودی که ببینی عشق تو با من چه کرده...

 

حالا که آخر جادست ، دلم از دل تو سیره

 

یا بمون بمیر کنارم یا برو که خیلی دیره...

 

 

سال بدبختی من مبارک !

سلام به همه ی کسانی که پاییز زندگیشون غریب و بی رحم بودبه همه ی اونایی که دلشون با نفرین سوخته به همه ی اونایی که زخم زبون خوردن به همه ی اونایی که نشونی از بی نشونشون پیدا نکردن

به همه ی اونایی که منتظر برگشتن اونی شدن که میدونستن بر نمیگرده

به همه ی اونایی که توی تاریکی شبهاشون فقط یه ستاره دارن به همه ی اونایی که تنهاترین تنهای زندگی تنهاشون میزاره به همه ی اونایی که قلبشون مثل دریاست تا لحظه ی آخر،تا لحظه ای که نفس می کشم،تموم حرفام رو به ... ثابت میکنم .

 

دارم می رم رو سنگ قبرم ننویس

اسمم چی بود یا کی بودم

قاصدکا خبر ندن عاشق تو یکی بودم

به پونه ها بگو واسم گریه و زاری نکنن

ماهی های تو تنگ فقط دریا رو نقاشی کنن

رنگ مشکی "غمو" رو تن ابرا نبینم

چیه همش هی می بارین الهی که من بمیرم

آخه مگه کجا می رم؟ همین ورا به یه سفر

خورشید خانم خوب می دونه قبلا بهش خبر دادم

دسته گل رو قبرمو به گلدونش پس بدید

به خاطر منم شده به زندگیش نفس بدید

می خوام که کوله بارمو روشونه ی عشق بذارم

دارم می رم ولی بدون به جون تو "دوست دارم"

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط تنها  | 

بگو چی شد که عهدمون شکسته شد


دلت کجاست عزیز ترین من بگو بگو چرا خدا نخواست

خوب میدونم قلب تو هم پاک و زلاله هنوزم


تا کی باید تنها باشم چشمامو به در بدوزم

بگو چی شد مهربونیت کی جامو تو دلت گرفت


ابرا سیاهه بعد تو آسمونم گریش گرفت

خوب میدونی که جای تو خالیه توی خونمون


دست توی دست من بذار بریم به آشیونمون


من نمیخوام گریه کنم دلت به حالم بسوزه


نگو فراموشت کنم نگو که دنیا دو روزه

فقط اگه صدام رسید یه روز به گوشت عزیزم


بدون که من زندگیمو به زیر پاهات میریزم


نگو غریبم واست نذار از عشقت بمیرم


تحملم سخته برات باشه من از اینجا میرم


اما بدون که قلبمو شکستی و دم نزدم


اگه نبردمت بدون باور نکن خیلی بدم


تنها نرو تنهام نذار بسه دیگه زجرم نده


برگرد بذار زنده بشم بیا بال و پرم بده


اونجا که هیچ کس نتونه من و ازت جدا کنه

دوباره مثل اون روزا چشمات منو نگاه کنه

اگه میخوای بری برو بذار که بی تو بسوزم


ولی بدون که تا ابد چشمامو به در میدوزم


+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط تنها  | 

تو رفتی و چشمای من خیره به راهت میمونه


سهم منم از عشقمون همین چشمای گریونه


تو رفتی و اشکای من چکیده روی نامه ها


کاشکی بشه یه روز بیای تموم بشه بهونه هام

می گفتی طاقت نداری چشمامو گریون ببینی


خدا کنه اون روز بیاد گلای عشق و بچینی


خیال نکن تو رفتی و چشم انتظارت میمونم


دستت تو دستای اونه خیال نکن نمیدونم


نگو که این بار آخرین لحظه دیدارمونه


قسمت من از عشقمون همین چشای گریونه


چشمای گریون عزیزم از تو میمونه یادگار


نه دیگه از پیشم نرو سر روی شونه هام بذار

نگو که طاقت نداری چشمامو گریون ببینی


این دل ناشکفته رو از رگ و ریشه بچینی

یا نمیخوای گریه کنم خدانگهداری کنم


نه نمیخوای که بعد تو نامه هاتو پاره کنم



+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط تنها  | 

منو بگو عاشقونه به پای تو مونده بودم


منو بگو به خاطرت از همه جا رونده بودم


منو بگو بی اختیار گریه میکردم واسه تو


آخرشم زجرم دادی منی که با وفا بودم

منو بگو تو سادگی خیال کردم دوستم داری


یادته گفتی که دیگه دست تو دستام نمیذاری


خیر نبینی که عاقبت شکستی قلبه خستمو


لعنت به تو بی آبرو خالی گذاشتی دستمو

الهی از کاسه درآد چشمای هرزه ی سیات


الهی که خون بباره به جای اشک و گریه هات


الهی افسرده بشی تا زنده ای زجر بکشی


الهی قبل مردنت طعم عذاب و بچشی


الهی بخت تو مثل چشم و دلت سیاه بشه


تا اینکه وابستش شدی بره ازت جدا بشه


الهی که آرزوهات رنگ سیاهی بگیره


اونروز که عاشقش شدی جلوی چشمات بمیره

 

بهم میگن ساده نباش دوست نداره


بهم میگن دست تو دست غریبه ها میذاره


بهم میگن که تو منو بازیچه کردی


میگه یه روز میری و بر نمیگردی

نمیدونم عشق منی غرورم و نمیشکنی


آسمونم زمین بیاد بدون فقط مال منی


بگو تو هم دوسم داری محرم رو زخمام میذاری

نذار از دوریت بمیرم نگو که تنهام میذاری


بگو که سردی با همه دوسم داری یه عا لمه

نذار بگن بازیچتم بذار بگن دوسم داری


نذار که عشق منو تو رنگ جدایی بگیره


نمیذارم یه بی وفا عشقم و از من بگیره


ببین همه هستی و مستی و عشقم و به پای تو باختم


روزگار سردم رفتی و نیستی و تنهایی اومده


سوختم و ساختم حالا فقط یه چیز میخوام از تو


بذاری دست توی دستام خاطره هام ....


دلت میاد دم رفتنه میگی نیا دنبال من


گفتم عشق من بمون پیش من


دوست دارم من بمون پیش من

رفتی و منو تنها گذاشتی


من موندم و عکسی که برام گذاشتی


هر شب نگاه می کنم من به عکس تو


دلم تنگ شده واسه اون چشمایی که داشتی


دلمو فقط میدم به تو هر شب میبینم خواب تو


همه دنیا رو گشتم نبود مثل تو

میزنی به گند تو دوست دارم رو نگو برو تو رو نمیخوام


دارم زجر میکشم عزیزم دستم و تنها نذار گلم


بذار که فریاد بزنم میخوام بگم دوست دارم


حرفام تموم شد دیگه چیزی ندارم بگم


اگه منو نمیخوای باشه از پیشت میرم


اما بدون بعد میام سراغتو میگیرم


تنهام گذاشتی ولی بازم برات میمیرم


کاش بدونی بی کسی چی به روز من آورد


اینهمه بی مهری هات تو رو از یادم نبرد


میرم نمیخواد بدونی وقتی تنگ میشه دلم


با چشم گریون میگم خدانگهدار گلم


+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 10 قبل از ظهر  توسط تنها  | 

به درو غ بهم نگو که فقط منو میخوای

 

حالا من خو ب میدونم که دلم رو نمی خوای

 

تو یه بازیچه می خوای من نشد یکی دیگه

 

مو ندن و رفتن من فرقی هم داره مگه

 

باز درو غ پشت دروغ باز خطا پشت خطا

 

رو تو کم کن بی حیا حیف از این دل به خدا

 

به دروغ بهم میگی یه دنیا عاشقمی

 

ولی فردا نشده میری سوی اون یکی

 

تو خیا ل کردی که من خوابمو نمی بینم

 

هر چقدر بپیچونیم من به دل نمی گیرم

 

اینم از خط و نشون چیزی نیست میونمون 

 

بازی بسه بی وفا یکی نیست که راهمون

 

من میرم سوی خودم تو برو با دیگرون

 

واسه تنهایی من نه نشو دل نگرون

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 9 قبل از ظهر  توسط تنها  | 

یادته بهت میگفتم که اگه بری میمیرم

 

زندگی بی تو محاله دست مرگو من میگیرم

 

یادته که روز آخر بغضمو نگه نداشتم

 

تو جواب تلخ بدرود گریه هامو جا گذاشتم

 

منه تنها رو سپردی به هجوم تیغ غربت

 

خودت اما پر کشیدی میون تیک تیک ساعت

 

به تو گفتم نرو برگرد که تو قلب من نشستی

 

ولی تو با خنده گفتی که دیگه عهدو شکستی

 

میدونم یه روز دوباره برمیگردی خیلی دیره

 

میگی حرفات یه دروغ بود بی صدا دلت میگیره

 

ولی افسوس که دل من دیگه عاشق نمیمونه

 

که برای با تو بودن شعر خوشبختی بخونه

 

یادته به من میگفتی که برام فقط تو موندی

 

حس من مثل یه شعره بیت آخرو تو خوندی

 

همه حرفایی که تو گفتی دونه دونه باورم شد

 

همه اشکی توی چشمام واسه روز آخرم شد

 

ولی تو ساده شکستی غربت هر چی نفس بود

 

کاش تو قصه هات میگفتی دل من برات قفس بود

 

میدونم یه روز دوباره برمیگردی خیلی دیره

 

میگی حرفاش یه دروغ بود بی صدام دلت میگیره

 

برو و قلبتو بردار که واسه خودت بمونه

 

توی رویام جا نداری بسه حرف عاشقونه

 

 

 

تو منو دوستم نداشتی پا روی دلم گذاشتی

 

رفتی و دل رو شکستی راه برگشتی نذاشتی

 

تو خودت گذاشتی رفتی بی دلیل و بی بهونه

 

اما یک بارم نگفتی که یادت اینجا میمونه

 

دیگه طاقتی ندارم واسه منتظر نشستن

 

میون تیک تیک ساعت هی نشستنو شکستن

 

توی تنهایی، دل من داره از غصه میمیره

 

کاش میشد بازم دوباره یکی دستامو بگیره

 

یکی باز بیاد کنارم تا بشم عاشق چشماش

 

تا دوباره جون بگیره دلم از حرم نفسهاش

 

کاش یه نفر بیاد که مهربون باشه نگاهش

 

نه نقابی زده باشه روی اون صورت ماهش

 

تو منو دوستم نداشتی پا روی دلم گذاشتی

 

راه برگشتی نذاشتی

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 اردیبهشت1387ساعت 1 بعد از ظهر  توسط تنها  |